قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / جامعه شناسی و روابط انسانی / چالشهای اخلاقی و اجتماعی واکسیناسیون

چالشهای اخلاقی و اجتماعی واکسیناسیون

گفتگو با دکتر مزدک دانشور
با نوید رسیدن واکسن به ایران و آغاز واکسیناسیونِ هر چند قطره چکانی، سوالات بسیاری در رابطه با اولویت بندی شهروندان برای تزریق واکسن ایجاد شده است. بحران بی اعتمادی تاریخی به دولت و نهادهای بهداشتی درمانی باعث شده است حرف دولت مردان چندان مورد قبول شهروندان نباشد و در همین راستا سوالات بسیاری برای شهروندان در زمینه الویت بندی، پارتی بازی احتمالی و قدرت پول و سرمایه در زمینه تهیه و تولید واکسن به وجود آمده است. اینکه دولت مردان ادعا می کنند واکسنی به آنها تزریق نشده ولی به راحتی و بدون ماسک به مکانهای مختلف سرکشی می کنند و سخنرانی می گذارند، چندان اعتمادی برنمی انگیزد. اینکه گفته می شود کادر درمان در الویت اول هستند اما بسیاری از کادر درمانی هنوز هیچ واکسنی دریافت نکرده اند، جای سوالات بسیاری را باز می گذارد و… در همین رابطه روزنامه ی شرق با دکتر مزدک دانشور پزشک و انسان شناس پزشکی گفتگویی ترتیب داده است تا ایشان از چالشهای اخلاقی و اجتماعی واکسیناسیون بگوید.

آقای دکتر، با توجه به سوالاتی که در جامعه ایران در رابطه با واکسیناسیون وجود دارد، ما می خواهیم بدانیم که اصالتا چه معیارهایی برای لایه بندی تزریق واکسن وجود دارد یا باید وجود داشته باشد و چالشهای اخلاقی و اجتماعی هر یک از انتخابها به چه صورت خواهد بود؟

در تئوریهای مربوط به عدالت نظریه های مختلفی وجود دارد. مثلا یکی از این نظریه ها که در زندگی روزمره همواره به آن برخورد می کنیم، نظریه صف است. چرا کسی که سر صف ایستاده (یعنی زودتر آمده) باید بلیط سینما گیرش بیاید و من که ته صف ایستاده ام، بدون دیدن فیلم باید سینما را ترک کنم؟ چون همه پذیرفته ایم که برای دستیابی به منابع محدود نظریه صف کارآمد است. اما آیا این شیوه توزیع منابع در همه موارد با عدالت همراه است؟ مثلا همه ما می پذیریم که وقتی در صف خرید مایحتاج ضروری ایستاده ایم، یک خانم باردار پا به ماه یا یک پیرمرد محترم می تواند بدون نوبت جلو برود و کارش زودتر از ما راه بیفتد. اما از نظر بسیاری از ما پذیرفته نیست که یک فرد به خاطر اینکه پول بیشتری می دهد و یا پارتی معتبری دارد، بتواند از ما جلو بزند و زودتر از ما به منابع دست پیدا کند.

حال که شمه ای در باب منطق پشت شیوه توزیع دانستیم به سراغ واکسن کرونا می رویم و این سوال را مطرح می کنیم که چرا یک فرد در هنگام تزریق واکسن باید سر صف باشد و یک فرد در ته آن؟

به راستی چرا یک خانم پرستار جوان ۲۵ ساله باید نسبت به یک پیرمرد ۸۵ ساله با بیماریهای زمینه ای متعدد در الویت تزریق واکسن کرونا باشد؟ مگر ویروس کووید ۱۹ برای آن پیرمرد خطرناکتر نیست؟ آیا به خاطر فداکاری و از خود گذشتگی است که کادر درمان باید در اولویت تزریق قرار بگیرند؟ اگر این طور است که رفتگران، کارگران کارخانه های آب و فاضلاب، برق و تأسیسات زیربنایی که با تلاش و فداکاری جمعی اجازه نداده اند زندگی روزمره مردم در دوران کرونا سختتر از اینکه هست، بشود؛ باید در اولویت بالاتری قرار داشته باشند.

منطق اینکه پزشکان، پرستاران، دندانپزشکان و دیگر کادرهای درمانی باید در اول صف واکسیناسیون قرار بگیرند، بر این بنا شده است که این کادرهای درمانی بیشتر از سایر اقشار و شغلها در معرض exposure ویروس قرار دارند. یعنی به علت اینکه بیشتر از افراد دیگر در معرض مایعات و ترشحات و هم نفسی با فرد بیمار (یا احتمالا بیمار) قرار دارند و این در ذات شغل آنها قرار دارد و نمی توانند با در خانه ماندن، قرنطینه، دورکاری و یا حتا ابزارهای محافظتی از این “درمعرض‌بودن” دور بمانند، باید در ابتدای صف بایستند. (یک نکته که ذکر آن ضروری است به توانایی واکسن در احتمال انتقال ویروس برمی گردد. اگر فرد واکسینه هنوز امکان انتقال بیماری را داشته باشد، باید خانواده های آنها نیز در الویت قرار بگیرند) این منطق تقریبا در همه دنیا پذیرفته شده است و بر اساس آن عمل می شود. مشکل بعدی در قدم دوم است.

آیا شغلهای دیگری هستند که در معرض ترشحات و مایعات فرد آلوده قرار بگیرند و نمی توان با دورکاری از خدمات آنها بهره برد و تعطیل کردن کار آنها نیز میسر نیست؟ جواب بله است. بسیاری از مشاغل هستند که صاحبان آنها را در معرض بیماری قرار می دهد (کارگران آرامستانها، رفتگران، کارگران شرکتهای فاضلاب، رانندگان، کارکنان زندانها و خود زندانیان و دیگر محلهای اجباری تجمع انسانی چون آسایشگاهها و محلهای نگهداری و…) آیا این افراد در اولویت بعدی قرار دارند یا سالمندانی که در این یکساله روزگار کرونا در تبعید و زندانی اجباری به سر می برند و از دیدار عزیزان و یا رسیدگی به امور درمانی شان محرومند؟ آیا باید به چرخاندن چرخهای اقتصاد فکر کرد و یا سلامت پیرمردان و پیرزنانی را در اولویت قرار داد که سالها برای اقتصاد و اجتماع زحمت کشیده اند و اکنون از جامعه انتظار مراقبت و مهربانی دارند؟ به خصوص که همه می دانیم بیشترین میزان مرگ و میر برای افراد بالای ۶۵ سال و به خصوص با بیماریهای زمینه ای رخ می دهد

این دو راهی البته وقتی رخ می دهد که منابع در مضیقه باشند. زیرا اگر قرار باشد ما با سرعت انگلیس، امارات متحده عربی و یا حتی ترکیه واکسیناسیون را پیش ببریم، به سرعت می توانیم اقشار در معرض و همچنین سالمندان را واکسینه کنیم و آنها را به داخل اجتماع بفرستیم. به این ترتیب هم کارایی بخشهای حیاتی اقتصاد را حفظ می کنیم و هم احتمال مرگ و میر شهروندان سالمند را پایین می آوریم. روز اول فروردین ۳ میلیون نفر در آمریکا واکسینه شدند و میزان واکسیناسیون در این کشور به ۱۰۰ میلیون نفر رسید، حال آنکه کادر درمان ما در تعلیق و انتظار است…خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل

آیا شما به عنوان یک ناظر روندهای بهداشتی-درمانی که انتقادات زیادی به طرح تحول سلامت داشتید، به نحوه تهیه، تولید و توزیع واکسن با شرایط فعلی انتقاد دارید یا این رویه را مناسب می دانید؟

ما در دو ماه گذشته سخنان بسیار متناقضی را از مسوولان دولتی در رابطه با میزان واکسنی که قرار است وارد شود و یا نوع قرارداد با کواکس (یک تعاونی و یا بازار کنترل شده برای وصل کردن شرکت های تولید کننده واکسن و کشورهای مصرف کننده تحت نظارت WHO) شنیده ایم. قرار بود تا آخر اسفندماه حداقل ۴ میلیون واکسن وارد شود و گروه هدفی که در بالا مشخصات آن ذکر شد، واکسینه شوند. اما به اعتراف مسوولان وزارت بهداشت تا پایان اسفند فقط اندکی بیش از ۱۲۰ هزار واکسن وارد و توزیع شده است. این میزان واردات قطره چکانی به چه علت است؟ چرا با توجه به رابطه خوبی که ما با چین و روسیه داریم، ترکیه (که مشتری همین انواع واکسن است) تا این حد از ما جلو زده و ما در ته صف مانده ایم؟ اگر می گویند که دارو و غذا از تحریمها مصون است و با توجه به واردات دارو و مواد اولیه آن در سالی که گذشت، چرا تهیه واکسن از بازارهایی که دوست ما محسوب می شوند تا این حد سخت بوده؟

دومین نکته این است که آیا برخی از مسوولان منتظر واکسن ایرانی هستند و به همین دلیل به واردات تمایلی ندارند؟ آیا تولید کنندگان این واکسن ها با توجه به گردش مالی عظیمی که واکسن به همراه می آورد، درصدد جلوگیری از واردات واکسن هستند و از توان و امکانات خود در این راستا بهره می برند؟ اگر دوز لازم برای واکسیناسیون کامل را برای جمعیت ایران و شهروندان مقیم این کشور حدودا ۱۷۰ میلیون دوز برآورد کنیم، خواهیم دید که اگر هر واکسن را فقط ۵ دلار قیمت گذاری کنیم، ۸۵۰ میلیون دلار یعنی معادل ۲۱۲۵۰۰۰۰۰ ریال ارزش داخلی آن است که عدد بسیار بزرگی است و بسیاری را می تواند وسوسه کند. در عین حال تولیدکنندگان ماسک و الکل، آزمایشگاههای تشخیص ویروس و وارد کنندگان کیتهای تشخیصی مطمئنا پس از فروکش اپیدمی دچار ضرر می شوند. آیا ضرر این گروههای تولیدی در خرید و توزیع واکسن محاسبه شده است که تا این حد واردات با تاخیر انجام می شود؟ … به طور کل می خواهم بگویم که نقش گروههای اقتصادی-سیاسی در این زمینه بسیار مبهم است و باید تقاضا برای شفافیت آن شکل بگیرد.

تولید واکسن در ایران نیز با ابهاماتی روبه روست. شرکتهایی که به تولید واکسن روی آورده اند، از شرکتهای بسیار پرقدرت به حساب می آیند که دولت گاه از مقررات گذاری بر آنها ناتوان است. وزارت بهداشت نیز به عنوان نهاد ناظر در این یک ساله نهادی قابل اعتماد و اتکا نبوده است و وزیر به جای سخنان علمی مداوم در حال التماس یا نفرین است و از جان نزدیکانش برای تصدیق سخنانش مایه می گذارد. وزارتخانه که نمی تواند بر تولید سیگار عنبرنصارا نظارت کند؛ شیادانی را که به نام طب اسلامی از اعتقادات صمیمی عامه مردم سواستفاده می کنند به دست عدالت بسپارد؛ یک سخن انتقادی خطاب به جمهوری خلق چین بگوید؛ آیا خواهد توانست بر شرکتهای واکسن ساز نظارت علمی کافی داشته باشد؟

توزیع واکسن نیز تابع همین منطق بی منطق است. وزارت بهداشت در چه کاری شفافیت داشته که در امر توزیع عادلانه واکسن بتوان به آن اعتماد کرد؟ آیا در طرح تحول سلامت و توزیع نابرابر و مفسده انگیز منابع شفاف عمل کرده است؟ آیا در مورد میزان مرگ و میر ناشی از همه گیری کرونا با مردم صادق بوده است؟ آیا سیاستها و روندهایی که در یکساله اخیر پی گرفته به اعتماد مردم انجامیده است؟ این مساله را می توان به توزیع واکسن نیز تسری داد. برای خود وزارت بهداشت نیز بهتر است که تا زمانی که تعداد واکسن تا این حد محدود و اندک است، با ذکر نام، کد ملی، جایگاه شغلی، محل و زمان تلقیح واکسن افراد واکسینه شده را مشخص کند. این شفافیت ضد فساد است و باعث می شود که افراد با صبوری نوبت خود را در صف تلقیح واکسن انتظار بکشند وگرنه خلاف این امر و ایجاد حس بی عدالتی می تواند موجد و موجب ناآرامی های اجتماعی شود.

ما در این چندماه که از شروع واکسیناسیون می گذرد، شاهد جدال بر سر واکسن هستیم و می بینیم که کشورهایی چون آمریکا و انگلستان و اسرائیل تقریبا اکثر واکسن تولیدی جهان را مصرف کرده اند و واکسن چندانی به کشورهای جهان سوم نرسیده است. این مسیر را تا چه حد راه حل پاندمی کرونا می دانید؟

متولدین دهه ۱۳۴۰ و ۵۰ ایران اکثرا یک نشان و علامت روی بازوی خود دارند که نشان از واکسیناسیون سراسری علیه آبله است. کودکان دهه ۱۳۶۰ و ۷۰ هم قطره های فلج اطفال را به یاد دارند و ریشه کنی تقریبی آن از ایران به عنوان یکی از اهداف هزاره مطرح بوده است ( هر چند به صورت اندمیک و محدود در برخی کشورهای همسایه ما این معضل وجود دارد و تا وقتی این بیماری در نزدیکترین مرزهای مهاجرپذیر ما وجود دارد، ما نیز از آن مصون نیستیم) چرا در آن سالها برنانه های واکسیناسیون تا این حد موفق بوده و اکنون در رابطه با کرونا ما تا این حد با مشکل برخورد کرده ایم؟

علت اصلی آن غلبه سرمایه داری نئولیبرال بر جوامع پیشرفته و در حال توسعه است. در کشورهای پیشرفته به جای دولتها، شرکتهای خصوصی در حال تولید واکسنها هستند و به دلیل سود بالایی که واکسنهای موفق دارند، این شرکتها حاضر نمی شوند که فرمول و نحوه ساختن آن را به دیگر کشورها بدهند. دولتهای قدرتمند سرمایه داری هم با خرید مقادیر زیاد واکسن از این شرکتها و به نوعی ایجاد انحصار در خرید واکسن، مانع رسیدن این واکسنها به کشورهای دیگر شده و اولویت اصلی را مردم خود اعلام کرده اند. آنها ساده باورانه فکر می کنند که با واکسیناسیون سریع می توانند اقتصاد خود را به ضرر دیگر مناطق جهان توسعه بدهند و به اصطلاح زودتر از دیگران بجنبند. حال آنکه در بعد جهانی، هر چقدر واکسیناسیون در مناطق دیگر با تأخیر انجام شود احتمال جهش های ویروس بالا می رود و ممکن است واکسنهای فعلی نتوانند مردم را در برابر این “سوش های” مهاجم (یا انواع جهش یافته) محافظت کنند. چنانکه واکسن آکسفورد-استرازنکا در مقابل گونه مهاجمی که در آفریقای جنوبی متولد شده، کم توان ظاهر شده است. بدین ترتیب واکسیناسیون ملی گرایانه و سودمحور بر ضد خود عمل می کند و دوباره این کشورها را گرفتار خواهد کرد و موجی در پی موجی دیگر خواهد آمد.

باید یک برنامه جهانی چون برنامه ریشه کنی آبله در جهان اجرا شود و آن وقت کودکان این روزها به این بیماری همه گیر به عنوان یک خاطره نظر خواهند کرد و نه یک واقعیت مستمر .

مطلب پیشنهادی

در افغانستان چه می‌گذرد؟ / گفت‌وگوی دانیل بِسنِر با دِرِک دیویدسون

سقوط سریع افغانستان به دامان حاکمیت طالبان وضعیت پرهرج‌ومرجی ایجاد کرده است، وضعیتی بغرنج. اما …