قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / جامعه شناسی و روابط انسانی / ناموس، تهدیدی که زنان بر شانه های شان حمل می کنند – سیمین کاظمی

ناموس، تهدیدی که زنان بر شانه های شان حمل می کنند – سیمین کاظمی

ناموس، آبرو و شرف معیار منزلت اجتماعی در جوامع سنتی و پدرسالار است و متکی به دیدگاه جمعی نسبت به فرد است. جامعه سنتی هنجارها و ارزش هایش را به شکل الزامات و شروط پذیرش فرد/ خانواده در آن جامعه تعریف می کند و انتظار دارد همه اعضای جامعه به رعایت آنها متعهد باشند. فرد/خانواده ای که این هنجارها را نقض کرده باشد، منزلت اجتماعی و اعتبارش را از دست داده و ممکن است طرد شود یا بعضی حقوق و امتیازاتش را از دست بدهد.

بخشی از این هنجارها و ارزش ها بر رفتار جنسی و سکسوالیته افراد ضمیمه شده و آبرو و اعتبار افراد متصل به آن است. در جوامع پدرسالار زنان به عنوان حاملان اخلاق و آبرو در نظر گرفته شده اند و آبروی خانواده متکی به شایستگی آنهاست. در واقع رفتار زنان ابزار سنجش آبرو و اعتبار است و این آبرو و اعتبار به رفتار جنسی و سکسوالیته زن همبسته است. اینجاست که مفهوم ناموس شکل می گیرد و زن تحت مراقبت و نظارت مرد مجبور می شود، بار ناموس را به دوش بکشد.

علاوه بر این یک ویژگی دیگر جامعه پدرسالار و سنتی مالکیت مبتنی بر جنسیت که به مردان اعطا شده است و بر اساس آن زنان و فرزندان از متعلقات و مایملک مرد هستند. بر اساس همین دیدگاه مالکیت است که آبروی زن، یک موضوع شخصی نیست و زیر مجموعه آبروی مرد(پدر،برادر، شوهر، پسرعمو) به حساب می آید. از آنجا که در چنین جامعه ای زن انسان مستقل و آزاد به حساب نمی آید و جزء مایملک مرد است، وظیفه نظارت و کنترل بر او از جمله حفظ آبرو بر عهده مرد گذاشته شده است. انتظار اجتماعی این است که مرد برای ایفای نقش به عنوان مدافع آبرو و ارزش ها و هنجارهای جامعه مجهز به غیرت باشد که در صورت احساس خطر بی آبرویی واکنش نشان بدهد.

چون موضوع آبرو و ناموس یک وجه سابجکتیو قوی دارد و متکی به تفسیر ذهنی است، مردان مجهز به غیرت ممکن است بر اساس تفسیر ذهنی خودشان حرکات و رفتارهای زن را حمل بر بی آبرویی کنند و به آن واکنش نشان دهند. در واقع ممکن است منتظر واکنش جامعه نمانند و خودشان تفسیر و بر مبنای آن عمل نمایند و زن را مجازات کنند، و حتی به قتل برسانند.

احساس خطر بی آبرویی و خدشه بر ناموس به طیف گسترده ای از رفتارهای پیشگیرانه برای حفظ ناموس منجر می شود که عموما بر کنترل زندگی فردی و اجتماعی زن استوار شده است و جنبه های مهمی از زندگی زنان را تحت تاثیر قرار داده و حقوق آنها را نقض می کند. ممانعت از خروج از منزل، ممانعت از تحصیل در مدرسه یا دانشگاههای شهرهای بزرگ، ممانعت از اشتغال، ازدواج زودرس و اجباری، بی علاقه بودن به دختردار شدن و جلوگیری از آن مثالهایی از این رفتارهای پیشگیرانه برای حفظ آبرو هستند که بعضی از آنها به طور قانونی به رسمیت شناخته شده اند. در واقع می توان گفت، نظارت و کنترل مردان بر زندگی زنان در نظم اجتماعی و سیاسی موجود هم تایید شده و هم بازتولید می شوند.

مفهوم ناموس در تضاد و تناقض با کرامت انسانی زن است، از این رو لازم است، این دستاویز اسارت و خشونت بر زنان، کنار گذاشته شود و به جای آن مفهوم اخلاق به شکلی مدرن و انسانی بازسازی شود و هر دو جنس متعهد به آن شناخته شوند. برای گذر از مفهوم خشونت زای ناموس، استحاله فرهنگی و گذر از پدرسالاری به یک نظام فرهنگی مبتنی بر برابری جنسیتی و حفظ کرامت انسانی زنان ضروری است، که البته پیش از هر چیز باید زمینه مادی آن فراهم شود.

مطلب پیشنهادی

قانون مردسالار از زن حمایت نمی‌کند، فقط کشتن او را تسهیل می‌کند

صونا کاظمی‌ خواهر کشی‌، همسر(زن) کشی‌، بیوه کشی‌، و فرزندِ دختر‌کشی‌، همه در یک عنصر …