در آینه چه می‌بینید؟ درباره خودتان چه فکر می‌کنید؟ آیا این افکار مثبت هستند؟ آیا این تصاویر برگرفته از واقعیت‌های وجودی شماست یا چیزی است که دیگران باید آن را بپذیرند؟

احساس و نیاز به پذیرفته شدن نیازی کاملا انسانی است. ما یاد گرفته‌ایم که در گروه و جمع امکان بقای بیشتری داریم؛ جایی که اعتماد و احترام به دیگران امکان موفقیت را فراهم می‌کند. نیاز به تعلق داشتن در دی‌ان‌ای ما نهادینه شده است.

اما گاهی این نیاز نسبت به هر چیز دیگری اولویت پیدا می‌کند و اینکه دیگران درباره ما چه فکری می‌کنند اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و از اهمیت آنچه ما درمورد خود می‌اندیشیم می‌کاهد.

ما هر نگاه و کلمه‌ای از سوی دیگران را به عنوان راهنمایی در نحوه قضاوت، پذیرش یا عدم پذیرش آنها ارزیابی می‌کنیم. یک نفر از جلوی ما با چهره‌ای برافروخته عبور می‌کند بدون اینکه سلام کند و ما گمان می‌کنیم شایسته توجه و احترام نبوده‌ایم. ما آدمی هستیم که همواره به دنبال جلب رضایت دیگران است. سعی می‌کنیم سخت‌کوش، باحال، جذاب و موفق به نظر برسیم تا احساس ارزشمندی کنیم.

اما چه چیزی پشت این اضطراب دوست داشته شدن و پذیرفته شدن وجود دارد؟ چرا بعضی از ما در برابر آن بیش از دیگران آسیب‌پذیریم؟

در بسیاری از موارد این موضوع طنینی از گذشته است. در برهه‌ای از زندگی چیزی یا شخصی، رابطه و علاقه را موضوعی شرطی جلوه داده است؛ چیزی که باید برای آن بجنگیم چون ذاتا سزاوار آن نیستیم. احساس شرم زمانی در ما شکل می‌گیرد که عدم کمال در ما اجتناب‌ناپذیر جلوه می‌کند. برن براون نویسنده‌ای که درباره شرم تحقیق کرده است، می‌گوید ما می‌توانیم در خود آنچه او «انعطاف‌پذیری در مقابل شرم» می‌نامد ایجاد کنیم.

کسی که بر خود متمرکز است می‌پرسد: «چطور می‌توانم پیشرفت کنم؟» اما ایده‌آل‌گرایی متمرکز بر دیگری می‌گوید:‌ «دیگران چه فکر می‌کنند؟»

شاید مراقبان‌تان در کودکی ارتباط عاطفی درستی با شما برقرار نکرده‌اند و شاید در کودکی در معرض آزار کلامی و جسمی قرار داشته‌اید. ممکن است در مدرسه مورد آزار قرار گرفته‌اید و شاید احساس کرده‌اید که در فرهنگ رقابتی و مقایسه‌گرا به اندازه کافی خوب نبوده‌اید.

بدون شک اینکه نظر دیگران را مهم بدانیم، چیز بدی نیست. همه ما تا اندازه‌ای نیاز به این آگاهی داریم که بدانیم دیگران درباره‌مان چه فکر می‌کنند تا بتوانیم بر نحوه تاثیرگذاری بر دیگران تعادل ایجاد کنیم. اما نگرانی بیش از انداره نسبت به این موضوع باعث می‌شود که ارزش‌های خود را بر اساس خواست دیگران تنظیم کنیم و تمایلات، خواسته‌ها و نیازهای خود را نادیده بگیریم. اما مساله این است که تلاشی که برای خوشبختی و پذیرش خود می‌کنیم در نهایت نتیجه عکس خواهد داشت.

اگر همیشه نگران فکر و نظر دیگران نسبت به خود هستید، از این راهکارها استفاده کنید تا رابطه سالم‌تری با دیگران و با خودتان شکل بدهید.

رویکرد تازه بساز

حتما شنیده‌اید که می‌گویند اگر می‌دانستیم که دیگران چقدر کم به ما فکر می‌کنند دیگر نگران تصور آنها نسبت به خودمان نبودیم. این واقعیت است. همه آدم‌ها مشغله‌های فکری و ناامنی‌های خود را دارند. پس اگر نگران این هستید که طرف مقابل شما چه فکر می‌کند احتمالا او هم به همان اندازه نگران تصویر خودش در ذهن شماست.

افکار خود را به چالش بکش

همه آدم‌ها به تحریفات شناختی گرایش دارند. افکار منفی به راحتی می‌توانند خلق وخو و رفتار افراد را تحت‌تاثیر قرار بدهند. ممکن است در موقعیتی فقط بدترین چیزها را ببینیم یا چیزهای خوب را فیلتر کنیم و تمرکز خود را بر موارد منفی یک مساله قرار دهیم. یا ممکن است آن را تعمیم بدهیم یا فورا نتیجه‌گیری کنیم. به افکار خود توجه بیشتری داشته باشید و به جای آنکه اجازه بدهید این تصورات تعیین کننده باشند آنها را به چالش بکشید. در اینصورت شاید دستگیرتان شود که آنچه درموردش دچار درگیری فکری شده‌اید فقط تصورات ذهنی‌ خودتان هستند.

خودت را بشناس

چه چیزی را دوست دارید؟ واقعا چه می‌خواهید؟ آیا تصمیمات شما در زمینه کار، رابطه و سرگردمی‌ها مبتنی بر نیاز و خواسته خودتان است یا آنها را برای رضایت و تحت تاثیر قرار دادن دیگران انجام می‌دهید؟ به خودتان فرصت تجربه‌های تازه بدهید و به این فکر کنید: «اگر نگران نظر و قضاوت دیگران نباشم چه خواهم کرد و چگونه لذت خواهم برد؟»

قبیله خودت را پیدا کن

جایی هست که دیگران شما را همانگونه که هستید می‌شناسند و آن را تحسین می‌کنند. وقت خود را صرف کسانی نکنید که  از شما می‌خواهند نیازها و خواسته‌هایشان را تائید کنید. اصالت خود را بیابید. آن وقت آنهایی که باید در کنارشان باشید را پیدا می‌کنید. تعلقات و پیوندهای واقعی و درست زمانی اتفاق می‌افتند که خود اصیل‌تان‌ باشید. احساس تعلق ما به این بستگی دارد که چقدر خود اصیل را پذیرفته باشیم.

آسیب‌پذیری را بپذیر

پذیرش خطر و آسیب‌ها و مخالفت‌ها دشوار است. اما باید به خودتان اعتماد کنید و به دنبال آنچه برایتان مهم است بروید. در فضای امن همیشگی ماندن باعث رشد ما نمی‌شود ما زمانی رشد می‌کنیم که تحمل شکست‌ها، آسیب‌ها و مخالفت‌ها را  داشته باشیم.

کمک‌پذیر باش

خودآگاهی به شما کمک می‌کند تا بر اضطراب اینکه دیگران چه فکر می‌کنند غلبه کنید. اما در مواردی به ویژه زمانی که این اضطراب ناشی از تروما یا مشکلات سلامت روانی است درخواست کمک‌های تخصصی برای یافتن ریشه احساسات بسیار موثر هستند. از فرصت مراقبتی که به آن نیاز دارید استفاده کنید و درخواست کمک را به تعویق نیندازید