قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / سیاسی و اقتصادی / فوتبال ایران با دو پیام از دیکتاتوری و دموکراسی – کوروش طاهرنسب

فوتبال ایران با دو پیام از دیکتاتوری و دموکراسی – کوروش طاهرنسب

مثلی است که می گوید -ماهی را هر وقت از آب بگیرید تازه است! هفته گذشته مهدی ترابی بازیکن پرسپولیس در بازی این تیم برابر پیکان عملی را انجام داد که نمی توان نسبت به آن بی تفاوت بود. ترابی بعد از گلی که وارد دروازه پیکان کرد پیراهن خود را بالا زد و شعار-تنها راه نجات کشور، اطاعت از رهبر- را مقابل دوربینهای تلویزیونی نشان داد. قبل از وی؛ وریا غفوری ملی پوش و کاپیتان استقلال با شعار دختر آبی (زنده یاد سحر خدایاری) افکار عمومی را تحت تاثیر قرار داده بود.

عمل ترابی یا غفوری , یا دیگر بازیکنانی مثل علی علیپور بازیکن پرسپولیس که در مصاف با پارس جنوبی در نیمه نخست گل خود را به امام حسین اش هدیه کرد و در نیمه دوم با تعویض پیراهن حسین گل دیگر اش را به امام رضای اش هدیه داد، موضوع تازه ای در جمهوری اسلامی نبوده که آن را عجیب دانست! پیش از این دو نفر بازیکنان دیگری نیز شعارهایی را بر روی پیراهن های خود به نمایش گذاشته بودند که اکثر آنها جملات مذهبی و اعتقادی بود و به عنوان یک اقدام فرهنگی از آن یاد می کردند!

با این که فیفا، کج دار و مریض اعلام کرده که نمایش علائم سیاسی، مذهبی و نژادپرستانه روی پیراهن یا حک شده بر بدن بازیکنان ممنوع است و فقط شعارهائی که بیان “مطالبه‌ای اجتماعی” را تبلیغ می کند آزاد است؛ با این وصف در جمهوری اسلامی ایران، مقررات فیفا به دفعات نقض شده است: بستن روبان سبز با هدف تبلیغ و ترویج، مداحی، سینه زنی و حرکت دسته‌های عزاداری در جریان بازهای داخلی و خارجی و نوشتن شعارهای سیاسی-مذهبی و ایده ئولوژیکی روی پیراهن تعدادی از بازیکنان تیمها به امری طبیعی تبدیل شده است.

روشن است که از نگاه علوم اجتماعی -شعار- به تنهائی فاقد کارآئی است اما وقتی وارد پروسه سیاسی و کانال ایده ئولوژی شد؛ هر شعاری برای کسب یا ادامه خواستها و اهداف سیاسی و ایدئولوژیکی حکومتها یا گروههای اجتماعی مطرح می شود. زمانی که فضای دموکراتیک در کشوری وجود نداشته باشد و استبداد و دیکتاتوری آن را اداره کند دیگر نمی توان شعارها را فقط در حوزه سیاسی و ژست دموکراسی تفسیر کرد، بلکه پایگاه اصلی را بایددر ایده ئولوژی حاکم دید.

طی چند سال گذشته، یکی از دغدغه های روحانیت شیعه حاکم بر ایران، جهت گیری تبلیغات از سمت و سوی مردم بطرف تبلیغات برآمده از حکومت بوده. تا با گزینش سوژه ها و موضوعات مختلف، جهت گیری ایده ئولوژیک را با هدف تحت الشعاع قرار دادن پائینی ها و استفاده از احساسات گروههای اجتماعی هوادار در بخشهای مختلف جامعه و از جمله در مهمترین آن یعنی فوتبال، تقویت کرده و ناتوانی های حکومت را لاپوشالی و تحت فضای کاذب قرار دهند. برای چنین موردی نیاز به مهندسی کردن سوژه های مورد نظر ضرورت یافته و با بهره گیری از عوامل محرکه در انتظار نتیجه مورد پسند بر می آیند. برای چنین هدفی رسانه های ورزشی و کانون های تبلیغاتی نظام در مساجد و نماز جمعه به عنوان تریبون های زنده و فعال پروپاگاندا (تبلیغ) و آژیتاسیون (ترویج) عمل می کنند.

در روزهائی که در کشور، بحران ها و اعتصابات اقشار مختلف یا سرکوب آزادی خواهان و مردم شدت دارد، ورزشکارانی یا هنرمندانی وارد قلمرو تبلیغات حکومت می شوند و به حمایت و ترویج سیاستهای تبلیغاتی عوامفریبانه دولت اقدام می کنند تا موضوعات اصلی کشور را به بیراه ببرند و در تخیلات خود فضای دنباله روی را نیز به قصد مشارکت و همراهی با آنان برای سایرین ایجاد کنند!

با تکیه بر نقش مهم فوتبال، بزرگانی بوده اند که از نقش این رشته فراگیر ورزشی گفته اند :چه گوارا می گفت فوتبال را تنها یک بازی نبینید، بلکه یک سلاح برای انقلاب است، آلبر کامو می گفت تمام آنچه از اخلاق و تعهد گرفته ام، ,مدیون فوتبال هستم.

از طرفی، نظریات دانشمندان و اندیشمندان علوم اجتماعی و از جمله باری ریچاردز Barry Anderson Richards که در کتاب «روانکاوی و فرهنگ عامه» درباره پدیده فوتبال به آن پرداخته،, فوتبال را بخشی از فرآیند تمدن‌آموزی می داند، که طی آن شکل‌های مهارشده‌تر، مدنی‌تر و غیرویران‌گر رفتار توسعه پیدا می‌کند. ریچاردز معتقد است که فوتبال فرآیند خلاقانه و مثبت متمدن کردن حوزه تفریح و نشاط در دنیای امروز است. اگرچه این امر با گسترش این بازی از حوزه تفریح عبور کرده و سایر مرزهای زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی جامعه را دربرگرفته است.

چنین نظریاتی از نگاه حکومت جمهوری اسلامی طرد شده است و فوتبال را برای تمدن سازی، نشاط، تفریح و لذت اجتماعی نمی پذیرند و فقط جائی که فوتبال در قلمرو ایده ئولوژی عمل می کند از منظر نظام مقبولیت دارد.

اما، چرا عمل مهدی ترابی نکوهیده است؟ چرا عمل وریا غفوری کاپیتان استقلال و بازیکن تیم ملی که کورد است مورد توجه و ستایش قرار گرفت؟ اینجا منظور دو فرد انتزاعی نیست بلکه دو نوع طرز تفکر است که هر یک از این دو نفر چه آگاهانه و یا ناآگاهانه آن را نمایندگی می کنند. بدیهی است هر دو تفکر مخالفان و موافقان داشته اند اما موافقان ترابی در قلمرو دولتی و نیروهای سازمان یافته حکومتی متمرکز هستند و موافقان غفوری در قلمرو وسیع توده های اجتماعی واکنش نشان می دهند!

با این که هر دو موضوع در کشورهای دموکراتیک ناهمخوان اند، اما ناقض اصول دموکراسی نیز نیستند. زیرا ابراز عقیده و اظهارنظر و آزادی بیان جزء حقوق هر شهروندی با هر گونه تفکر و سلیقه و عقیده است.(بجز تفکرات فاشیستی و تروریستی و تبیعض نژادی یا مشابه).

اما، وقتی دیکتاتوری و استبداد بر کشوری مثل ایران حاکم است، نمی توان اعمال وریا غفوری و ترابی را در کفه ترازوی عدالت و دموکراسی کنار هم قرارداد. زیرا اصول دموکراسی در چنین نظامی که بر مبنای ایده ئولوژی دینی استوار است درهم شکسته و اسیرمطلق ایده ئولوژی است.

در فضای اجتماعی و سیاسی کنونی در ایران، پیام ترابی خواستها و اهداف دیکتاتوری و ایده ئولوژی ولایت فقیه را بیان می کند و در تقابل با مطالبات مردم قرار دارد.در حالی که پیام و شعار وریا غفوری که در آن نیل به دموکراسی نهفته است و در دفاع از حقوق – زنده یاد سحر خدایاری- به عنوان نمادی از میلیونها زن ایرانی است که حقوق شان توسط این رژیم پایمال شده، تبلور دارد.

مطلب پیشنهادی

چشم اندازهای گذر از ساعت صفر