قالب وردپرس افزونه وردپرس
خانه / جامعه شناسی و روابط انسانی / هر آنچه سخت است دود می شود و به هوا می رود. کارل مارکس

هر آنچه سخت است دود می شود و به هوا می رود. کارل مارکس

یکی از نهادهائی که در طول حیات بشر در جوامع انسانی شکل گرفته، نهاد قدرتمند خانواده است، که به اعتقاد بسیاری یکی از شالوده های حیات اجتماعی است. این نهاد در کنار نهادهائی همچون دین و حکومت تشکیل دهنده ساختار جوامع تاکنونی بوده اند. اگر چه هر سه این نهادها دچار دگردیسی و تغییرات فراوان شده اند و روز به روز از قدرت، تقدس و اتوریته آن ها بشدت کاسته شده، اما همچنان هر سه این نهادها دارای حضوری اثر گذار هستند. در اینجا هدف بررسی سیر تحول تاریخی خانواده و یا بررسی این نهاد از نگاه اقتصاد سیاسی و ارتباط آن با تولید اقتصادی و باز تولید اجتماعی نیست، بلکه بررسی آن بر اساس مفهوم Relationship Social یا یک نوع رابطه و ارتباط اجتماعی است و به وضعیت کنونی و بحران ها و چالش های آن پرداخته و یکی از بدیل های خانواده و ازدواج دائم و متعارف به نام ازدواج سفید مورد بررسی قرار داده می شود، در نظام سرمایه داری دینی حاکم بدلیل تسلط نگاه ایدئولوژیک، خانواده نهادی است مقدّس که کوچکترین خدشه ای به آن نادیده گرفته نمی شود. دستگاه ایدئولوژیک حاکم به جای پرداختن به تناقض های نظری و عملی این نهاد و تحولاتی چون ازدواج، هرگونه تغییر و تحول را ناشی از تهاجم فرهنگی و یا ترویج ایده های فمنیستی و سکولار دانسته و به واقعیت ها و چالش های هر روزه زندگی که سبب ساز این تحولات و تغییرات می¬باشد. بی توجه است . با تبلیغات سیستماتیک از طریق رسانه های رسمی و غیررسمی بلا انقطاع درحال تقدیس نهاد خانواده متعارف و ازدواج دائم متعارف است و هیچ گونه دگرگونی را نپذیرفته و بشدت با آن مقابله می کند. اما نگاه به واقعیت انضمامی روزمره تصویر دیگری را پیش چشم می آورد. وقتی ازدواج صورت می گیرد خانواده ای تشکیل می شود که با انواع تعارض و درگیری مواجه است، زوج ها در مسائل عاطفی، جنسی، اقتصادی و حقوقی دچار انواع تعارض و درگیری هستند. نگاهی به آمارهای ازدواج، طلاق، وضعیت تجرد، سن ازدواج، طول زندگی های مشترک منجر به طلاق، سن زوجین مطلقه، خشونت و قتل های خانوادگی، قتل های ناموسی، کودک آزاری، همسرآزاری، تجاوز و زنای با محارم، فرار دختران و پسران از خانه و … مجموعاً گواه این است که چه جهنم هائی در زیر پوست این نهاد مقدس جریان دارد. از طرف دیگر شاهد تحولات دنیای مدرن و تجربیات جدیدی هستیم که انسان را دگرگون کرده و به شکل گیری انسان جدید انجامیده است. انسانی که در فضائی دیگر و متفاوت با انسان ما قبل مدرن زندگی می کند و می اندیشد در این دنیای جدید شاهد ظهور و رشد فردگرائی، خود سالاری، تضعیف مردسالاری و پدرسالاری، رشد و تحول آگاهی زنان و دختران و انبوهی از مسائل جدید هستیم که نمی توان از اثرات آن بر شکل گیری انسان جدید غافل شد. مجموع این چالش ها و تناقص ها و دگرگونی ها و تحولات که برخی آن را تحت عنوان مفهوم ((فروپاشی)) خانواده و ازدواج سنتی و برخی تحت عنوان مفهوم ((بحران)) صورتبندی می کنند، ضرورت تغییر را هر چه بیشتر یادآوری می کند. این تغییرات نشان می دهد این نوع رابطه اجتماعی تام (خانواد و ازدواج سنتی) دیگر ضمانت های عملی و اجتماعی خود را از دست داده و به گفته برخی جامعه شناسان در نتیجه دو راه باقی می ماند، یک راه این است که افراد به سمت کوتاه کردن مدت رابطه بروند و راه دیگر آن است که خواهان این نباشند که به تمام نیازهایشان در یک رابطه پاسخ دهند. یکی از نتایج انتخاب دوم نوعی از رابطه است که به صورت مصطلح به آن ازدواج سفید می گویند. (گر چه برخی با کاربرد و اطلاق واژه ازدواج به این رابطه مخالف بوده و واژه هایی همچون هم خانه¬گی و هم باشی راگویا تر می¬دانند ) در این رابطه طرفین فقط به نیازهای عاطفی، احساسی و جنسی یکدیگر پاسخ می¬دهند، ولی به لحاظ اقتصادی هر کس سهمی دارد و تعهدی نسبت به دیگری ندارد و به لحاظ اجتماعی هم توقعاتی همچون تشکیل خانواده ورسیدن به هویت اجتماعی جدید و ارتباطات خویشاوندی معمول وجود ندارد، و بالطبع تبعات حقوقی این ارتباط هم با اشکال سنتی تفاوت معنا داری دارد. یکی از صاحب نظران این حوزه، این نوع هم خانه گی یا هم باشی را شراکت متعهدانه می داند، که اگر مبتنی بر تعهد و متقابل و انسان دیدن طرفین رابطه باشد می تواند به نفی مناسبات غیر انسانی حاکم بر روابط انسانی جامعه امروز بیانجامد، این جا افراد از این امکان برخوردارند که بی آن که در معرض دستکاری از سوی خانواده، جامعه و ایدئولوژی قرار گیرند هم فرد بمانند هم جمع باشند، در این شراکت این امکان وجود دارد که بتوان از شهوت گرائی و شیء وارگی حاکم که از سوی گفتار غالب تقویت می شود فاصله گرفت و دوستی و تعهدی غیر کالائی و انسانی را تجربه کرد که به ابتذال مهریه، مناسبات حقوقی و حقیقی خشونت بار، نابرابری میان زن و مرد، جشن های عروسی مبتذل و دست آخر دادگاه های تحقیرآمیز کشیده نشود. ما شاهد مقاومت بدن ها و جان ها در برابر ساختار ها و قواعد تحمیل شده به مناسبات انسانها هستیم و نیاز به تغییر و دگرگونی این قواعد مشهود است ، نسل امروز تمایل کمتری به پذیرش ارزش های تحمیل شده و بدیهی جلوه داده شده ای دارند که برای آن ها اعتباری قائل نیستند.

مطلب پیشنهادی

سه موج خیزش‌های اعتراضی شهری ۱۳۷۰-۱۳۹۸ /اردشیر مهرداد

جامعه‌ی ایران از اوایل دهه‌۱۳۷۰ صحنه‌ی امواج پیاپی حرکت‌های اعتراضی بوده است. به‌تعبیری شاید حتی …